بازگشت   انجمن های عیاران دات کام > کتابخانه عیاران > معرفی و دانلود کتاب > موسیقی

قابل توجه بازدید کنندگان گرامی : تمام مطالب ذکر شده در این انجمن دسترنج وبگردی های گروه عیاران می باشد و هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد ، کپی برداری از سایت برای مهمانان سایت ممنوع می باشد !!!

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 04-18-2009   #1 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض موسیقی های محلی ایران

تاريخـچه موسيقي ايران




موسيقي ايران
نقوش و حجاري ها و نگـارگـري هاي به جاي مانده از دوران باستان تا زمان اسلام نشان دهـنده عـلاقه و ذوق ايرانيان به هـنر موسيقي مي باشد. در دوران پس از اسلام موسيقي به دليل مخالف ها، شکوفايي دوران پـيشين خود را از دست داد. ولي به هـر حال به حيات خود ادامه داد. اين استمرار را مي توان در زمان صفويه در بناي کاخ چهـلستون و اتاق موسيقي کاخ عالي قاپو مشاهـده کرد.
موسيقي ملي ايران، مجـموعه اي است از نواهـا و آهـنگ هايي که در طول قـرن هـا، در اين سرزمين به وجود آمده و پـا به پاي ساير مظاهـر زندگي مردم ايران تحول وتکامل يافتـه، و بازتابي از خصوصيات اخلاقي، وقايع سياسي، اجـتماعـي و جـغـرافـيايي ملتي است که تاريخـش به زمان هاي بسيار دور مي رسد. ظرافت و حالت تعـمق ويـژه موسيقي ايراني انسان را به تـفـکر و تعـقل و رسيدن به جـهـاني غـير مادي رهـنمون مي سازد.
موسيقي ملي ايران، که مبـنا و سابقه اي بسيار کـهـن دارد، شامل شاخه هاي مختـلفي به شرح زير است:
1 - قـبل از اسلام: موسيقي هاي اقوام کهـن ايران شامل : بـخـتـيـاري، کردي، لري و .....
2 - بعـد از اسلام:
الف - موسيقي مقامي ( حماسي، تعـزيه، عـزا )
ب - رديفـي ( دستگـاه هاي موسيقي سنـتي )
در دوره حاضر اين تـقـسيم بـندي به شرح زير است:
1 - قـبل از اسلام
2 - بعـد از اسلام
3 - موسيقي هاي محـلي ايران و نغـمه هاي سنـتي ( ملودي هاي دو گـروه قـبل ) و تـنـظيم و تهـيه کلاسيک آنهـا.
طبق روش طبقه بـندي جـديد در آواز و مقامات، که از حدود صد سال پـيش برقـرار شده، آواز و موسيقي سنـتي ايران را در دوازده مجـموعه قرار داده اند.
از دوازده مجـموعـه تـقـسيم بـندي شده، هـفت مجموعـه که وسعـت و استـقـلال بـيـشـتري داشتـه اند، دستگـاه ناميده شده و پـنج مجموعـه ديگـر را که مستـقل نـبوده و از دستگـاهـهاي مزبور منشعـب شده اند، آواز ناميده اند.
بنا براين موسيقي سـنتي امروز ايران، که باقي مانده مقامات دوازده گـانه قـديم است، قـبلا مفـصل تر بوده و امروز جـزئي از آن در دستـرس است.
بر هـفت دستگـاه اصلي و پـنج آواز، تعـدادي گوشه استواري و الگـوي نوازندگـان و خوانـندگـان امروزي است.
شمار اين گـوشه ها را 228 ذکـر کرده اند، رديف هاي مخـتـلف و مشهـور استادان موسيقي سنـتي صد ساله اخـير مانـند آقا حسيـنـقـلي، ميرزا عـبدالله، درويش خان و صـبا نـيـز از هـمين نـظم پـيـروي مي کـند.
اسامي دستگـاه ها و آوازهـا در موسيقي سنـتي ايران
نام هـفت دستـگـاه اصلي عـبارت است از شور، ماهـور، هـمايون، سه گـاه، چـهـارگـاه، نوا و راست پـنجـگـاه؛ نام پـنج آواز بدين شرح است: اصفـهـان، ابوعـطا، بـيات ترک، افـشاري و دشتـي.
اجـزاي دستـگـاه و آواز
براي اجراي يک دستگـاه با يک آواز تـرتـيـبي را بايد رعـايت کرد که معـمولا اين چـنـيـن است:
درآمد، آواز، تصنـيف و رنگ، از زمان مرحوم درويش خان و به ابـتکـاري وي پـيش درآمد و چـهار مضراب نيـز به اين سلسله مراتـب اضافه شده است.
ترانه هاي فـولکـوريک ايران
زنده ياد خالـقي، در اين باره چـنـين مي نويـسد:
يکي از منابع ذيـقـيمت موسيقي هـر کشور آهـنگ هـا و نغـمات و ترانه هايي است که در نقاط مختـلف آن مملکـت، خاصه در دهـات، قصبات دور از شهـر به وسيله مردم بومي و روستايي خوانده مي شود و چون اين نوع موسيقي کـمتـر تحـت تاثـير افـکار مردم شهـر نـشـين واقع شده، طبـيعي تر و به موسيقي حقيقي و اصيل و قديمي آن کشور نزديکـتر است؛ جمع آوري آنهـا عـلاوه بر اينکـه باعـث حـفـظ و نگـهـداري آنهـا است، کمکي هـم به تحـقـيق درباره مخـتصات آن مـمـلکـت مي کـند، و چـگـونگي و کـيفـيت آن را معـلوم مي نمايد.
چـون در ايران اقوام مخـتـلفي ساکـنـند که از نظر فرهـنگ و قـومي تـفاوت هاي بـسياري با يکـديگـر دارند، بنابراين موسيقي فولکوريک ايران داراي خصوصيات بسيار متـنوعي از نظر طرز بـيان و لحـن موسيقي است. مثـلا موسيقي آذربايجـاني، گـيلاني، خراساني، بـخـتـياري، کردي، شـيرازي و بلوچي نـه تـنـها ملودي هـا، که در گـويش نـيز با يکـديگـر بـسيار متـفاوتـند، از نظر فرم موسيقي مي توان از دو نوع موسيقي بومي در ايران نام برد:
1 - تـرانه هاي بومي آوازي که به صورت انـفرادي يا دسته جمعـي خوانده مي شود.
2 - رقص هاي محلي سازي که با سازهـاي محلي به اجرا در مي آيد.
ترانه هاي محلي ايراني از نظر ملودي بـسيار غـني و پـر مايه است که از اين نـظر يـکي از غـني ترين، زيـبا ترين و متـنوع ترين تـرانه هاي فـولکوريک دنـيا هـستـند. اين ترانه ها که نشانهً طرز فکر و تـمدن و فرهـنگ کـشور هـستـند، سينه به سينه نقـل شده و از نسلي به نسل ديگر مي رسد و آئينه تمام نماي افکـار و انديشه هاي مردمي اند که خود خالق و آفـريـنـنده آن بـشمار مي رونـد. اين تـرانه ها از وضع اجـتماع، طرز فکر، نوع زندگي و طبـيعـت که در سرزميـن ايران وجود دارد، يکي از غـني ترين منابع فـرهـنگي ايران به شمار مي آيـند. اين تـرانه ها نمايانـندهً ملت و گـذشته ايران هـستـند و مي توانـند بهـترين الهام بخـش موسيقيدانان در پـديد آمدن آثار موسيقي عـلمي قرار گـيرند.
نمونه هايي از موسيقي فـولکوريک ايران:
موسيقي بـخـتـياري، لرستان و فارس
موسيقي گـيلان و تالش
موسيقي کردستان
موسيقي سواحل جنوب ايران
موسيقي سيستان و بلوچستان
موسيقي خراسان
موسيقي ترکمن
موسيقي آذربايجان
نمونه هايي از موسيقي فولکوريک
موسيقي سازي
موسيقي ايراني از زمان هاي بسيار قديم عـمدتا با ساز و آواز توام بوده است و در کـتب تاريخي نيز هـرگـاه به موسيقي اشاره شده بـيـشتر نام الحان و ترانه ها بر جاي مانده است. ولي شکي نيست که موسيقي سازي نيز داراي اهـميت بوده است.
در حدود صد سال قـبل موسيقي سازي به تـدريج راهـي مشخص در پـيش گـرفـت، و در اين رشته نوازندگـان و آهـنگـسازاني به وجود آمده و نوآوري هايي در اين زمينه انجام دادند. به طور کلي موسيقي سازي ايراني داراي دو بخش اساس است:
الف - تکـنوازي که بر پايه موسيقي سنـتي و بداهـه نوازي قـرار دارد.
ب - هـمنوازي که بر پـايه کارهـاي جمعـي اعـم از گـروه هـاي کوچک يا بـزرگ يک صدايي و يا چـند صدايي استوار است.
تکـنوازي
تکـنوازي در موسيقي مشرق زمين از اعـتبار و اهـميت فراواني برخوردار است. به تعـبـيري مي توان آن را مربوط به فـلسفه و عـرفان شرق و ايجاد ارتـباط معـنوي با عالم بالا دانست. چـرا که نوازنده شرق با ساز و موسيقي خود به نوعي عبادت خصوصاً در کـنج خلوت و تـنهـايي خود مي پـردازد.
هـمنوازي
از دورهً ناصرالدين شاه قاجار کار گـروه نوازي چـه در زمينه موسيقي و سازهاي سنتي و چه با رعايت اصول و قواعـد موسيقي ارکستر غربي که به وسيله مسيو لومر ( معـلم موسيقي فرانسوي که براي تـدريس در دارالفـنون آن زمان و رشتـه موسيقي نظام به ايران دعـوت شده بود) در قالب موسيقي نظام و سازهاي غـربي به ايران آورده شد، بـيشتر معـمول گـرديد. بعـدهـا کم کم کار گـروهي رونق بـيـشتري گـرفت، و با اضافه شدن سازهاي غـربي به جـمع سازهاي ايراني و اجراي قطعـات ايراني بر روي آنهـا با فـرم تازه معـمول شد.
ايرانيان در مقاطع مختـلف تاريخي از آلات متعـدد موسيقي، به ويژه قـديمي ترين آنهـا يعـني ني و دايره استـفاده مي نمودند. انواع آلات موسيقي که مورد استـفاده قـرار مي گـرفته و هـنوز هـم در گـوشه و کـنار اين کشور پـهـناور استـفاده مي شود به هـمراه يک تـقـسيم بـندي کـلي به اين شرح است:
آلات موسيقي بادي
ني
ني از قـديمي ترين اين نوع است و شامل يک لوله استوانه اي از جـنس ني بوده که داراي هـفت بـند و شش گـره است. ني از دسته سازهـاي محـلي است و تـقـريـبا در تمام نقاط ايران معـمول و رايج است.
سرنا
سرنا ساز ديگـري از خانواده آلات موسيقي بادي است که در تـمان نقاط ايران معـمول است و شامل سرناي بـخـتـيـاري و آذربايـجاني است. در ايران اين ساز به هـمراه دهـل و يا نقاره نواخـته مي شود. لازم به ذکر است که نواخـتن اين ساز در نقاط مخـتـلف کشور در مواقع خاصي و به منظورهاي مخـتـلف انجام مي شود. در کردستان با نواخـتن دهـل و سرنا مرگ کسي را خبر مي دهـند و در شمال ب هـمراهي طناب بازهـا سرنا نواخـته مي شود و در آذربايجان غـربي، روستائيان در عـروسي ها حين رقص چوبي، سرنا مي نوازند.
کـرنا
کرنا: سازي قديمي و تاريخي است که در استان هاي مخـتـلف ايران به شکـل هاي متـفاوت ساخـته و اجرا مي شود. مهـمترين کرناهـا، کرناي شمال، گـيلان و کرناي مشهـد است. اين ساز بـيـشتر در کردستان و آذربايجان مورد استـعـمال قرار مي گـيرد.
ني انبان
ني انبان بـيـشتر در جنوب ايران مورد استـفاده قـرار مي گيرد و در بعـضي نقاط ايران آن را " خـيک ناي " نـيز مي نامند و در نقاطي از آذربايجان نيز نواخته مي شود.
آلات موسيقي زهـي
کمانچـه
يکي از قـديمي ترين سازهاي زهـي، کمانچه است که اولين شکل ويولون امروزي است. اين ساز نـقـش تک نواز و هـمـنواز، هـر دو را به خوبي اجرا مي کند. کمانچه سازي ملي است. در تمام استان هاي ايران نواخـتن آن متداول است و بـيشتر در ميان طوايف ترک و ترکـمن رواج دارد.
بربط
بربط: سازي از خانواده سازهاي رشته اي مفـيد که به آن " ال عـود يا لوت " نيز مي گـويـند. ساخـتمان اين ساز شـبـيه گـلابي است که از درازا به دو نـيم شده است. داراي کاسه اي بـزرگ و دسته اي کوتاه که در آغاز سه رشته سيم داشته است.
رباب
رباب: اين ساز زهـي است از چـهـار قـسمت شامل شکم خـربزه مانـند، سينه، دسته و سر تـشـکـيل شده است. سيم هاي رباب در قديم از روده و امروز از نخ نايلون ساخـته مي شود و مضراب رباب از پـر مرغ ساخـته شده است. اين ساز اساساً سازي محلي است و بـيـشتر در نواحي خراسان معـمول است و هـمچـنـين در نواحي سيستان نيز نواخـته مي شود.
تار
تار: يکي از سازهاي زهي اصيل ايران است که يک شـکم چـند قـسمتي دارد و داراي شش تار مي باشد. از اين گـروه ســــازهــا، سـه تار و دو تار را مي توان نام برد که نوازندگي دوتار در تـرکـمن صحرا و نواحي خراسان بـسيار معـمول مي باشد.
آلات موسيقي ضـربي
از سازهاي ضربي معـروف ايراني دهـل، طبل و تـنـبک مي باشـند.
دهـل
دهـل: اين ساز از استوانه کوتاهي از جـنس چـوب که قـطر دايره آن حـدود يک مـتر و ارتـفاع آن 25 تا 30 سانتي متر است تـشکـيل شده و بر دو سطح دايره اي شکـل آن پـوست کـشـيده شده است. مضرابـش دو چـوب يکي به شکـل عـصا و ديگـري ترکه اي نازک مي باشد. دهـل سازي کاملا محـلي و بـيـشـتر هـمراهـي کـنـنده با سرنا است. در مناطق فارس، بلوچستان و کـردستان بـيش از ساير جاها مورد استـفاده قـرار مي گـيرد.
دايـره
دايره: اين ساز ضربي که از حلقه اي چوبي تـشـکيل گـرديده که بر يکي از سطوح جانبي دايره اي شکل آن پـوست کشـيده شده است، اين ساز را با ضرب سر انگـشتان هـر دو دست مي نوازند و بـيـشتر شهـري است تا محـلي. سازي است هـمراهي کـنـنده با ساير سازهـا. دايره در حال حاضر در آذربايجان بـيـشـتر از ساير جاهـا رواج دارد.
طبل
طبل: يکي ديگر از سازهاي ضربي که کوچکـتر از دهـل مي باشد و مضراب آن دو کوبه چوبي است و آن را در مراسم عـزاداري در اکثـر مناطق ايران مي نوازند.
تـنـبک
تـنبک: سازي است از پوست و چوب ( معـمولا گـردو ) و از دو قسمت گـلويي و استوانه اي تـشکـيل يافـته، سطح بالايي آن از پوست و قسمت گلويي آن که با دهانه اي گـشاد دارد باز مي باشد.
سازهاي مضرابي ( زهـي - کوبي ) ر
ساز منحصر بفرد ايراني که در اين تـقـسيم بـندي قـرار مي گـيرد سنـتور است. اين ساز شامل جـعـبه اي ذوزنقه اي است و هـفـتاد و دو رشته سيم سفـيد و زرد تـشکـيل يافـته است.
سنـتور اساساً سازي است که قابـليت تـکـنوازي و هـمنوازي را داراست و نواخـتن آن در تمام استان هاي ايران متـداول است.


فرهنگ سرا



انواع موسیقی
۱. موسیقی ملی
۲. موسیقی سنتی
۳. موسیقی اصیل
۴. موسیقی دستگاهی
۵. موسیقی مقامی
۶. موسیقی محلی
۷. موسیقی فولکلور
۸. موسیقی نواحی(مناطق)

۱.موسیقی ملی
موسیقی ملی نوع خاصی از موسیقی ایرانی نیست. فرهنگ ملی به یک قوم خاص در ایران اختصاص ندارد.
موسیقی ملی شامل ردیف دستگاهی موسیقی مذهبی و محلی می باشد.
این نوع موسیقی ملودی های آن با ارکستری بزرگ مثل ارکستر سمفونیک اجرا می شود.
۲. موسیقی سنتی
واژه سنت در فرهنگ ما معنی خاص خود را دارد. امروزه کاربرد این واژه را به عنوان صفت در مکانهای مختلف می بینیم، مثل قهوه خانه سنتی، غذاهای سنتی، لباس سنتی، که در واقع این لغت ترجمه لغت " ترادیسیونل" است.
این واژه بیش تر در دهه ۵۰ با آمدن موزیکولوگ های خارجی و ایرانیان تحصیل کرده خارج به ایران رایج شد.
منظور از موسیقی سنتی موسیقی قدیمی و باستانی ماست که توسط اساتید روی سازهای مختلف اجرا می شده است.
در واقع می توان گفت موسیقی سنتی گنجینه موسیقی گذشته تا امروز ماست و ریشه های عمیق فرهنگی دارد.

۳. موسیقی اصیل
موسیقی اصیل نیز برای موسیقی دستگاهی به کار می رود.
واژه اصیل را می توان همان گونه که در مورد اسب اصیل که خون سالمی دارد و شجره نامه و نژاد آن معلوم است در مورد موسیقی ما که مبتنی بر ردیف و موسیقی دستگاهی است بکار گرفت.
۴. موسیقی دستگاهی
این موسیقی چون به منطقه و قوم خاصی در ایران تعلق ندارد و از لحاظ فنی، تکنیکی و موسیقی شناسی اصطلاح مناسبی برای موسیقی ردیف است چرا که سیستمهای مُدال موجود این نوع موسیقی که در سیستم دستگاهی شناخته می شود کل آن در ردیف موجود است.
۵.موسیقی مَقامی و مُقامی
این اصطلاح غلط و نادرست بکار می رود.
موسیقی مُقامی به نوعی موسیقی گفته می شود که در بین مناطق مختلف بخصوص روستائیان و افراد محلی رایج است و از قوانین موسیقی بین المللی متابعت نمی کند. یعنی در طول سالیان دراز نوازندگان آن طور که خود حس می کردند، می نواختند و آثاری بوجود می آوردند که مختص به همان مردمی که در آن ناحیه زندگی می کنند است.
ولی موسیقی مَقامی به موسیقی گفته می شود که از مُد ها و مقامهای قدیم ایران
ترکیب یافته است.
مَقامهای قدیم موسیقی ایران شامل دوازده مقام اصلی بود و هر مقامی از یک مایه اصلی( تنالیته اصلی) و تعدادی از آوازها و گوشه ها ترکیب یافته. یعنی هر مقامی با فواصل مخصوص خود را در مایه معینی به عنوان محور اصلی طی می کرده.
۶.موسیقی محلی
این موسیقی همانطور که از نامش پیداست خاص اقوام و مناطق مختلف ایران است.
این واژه را به غلط موسیقی فولکور هم می نامند. زیرا موسیقی (فولکوریک) کاملا چیز دیگری است.
بیش از بیست و دو ملیون نفر از ایرانیان در حومه شهرها و روستاها زندگی می کنند و هنوز هم شمار زیادی از این قبایل اغلب بدوی بخش مهمی از جمعیت ایران را تشکیل می دهند.
این گروه ها و قبایل ایرانی پیشینه مختلف، زبانهای متفاوت و اصلیت متفاوت دارند.
در شمال غربی ایران جمعیت ترک زبانی وجود دارد که آوازهای محلی و رقص های آنها با مناطق همجوار خود در روسیه همگون است.
گروهی آشوری و ارمنی با زبان و موسیقی مخصوص به خود در مناطق شهری این بخش زندگی می کنند.
اگر از آن قسمت به سمت جنوب حرکت کنیم با قبایل کرد- لر زبان مواجه می شویم.
عربها هم در قسمت جنوب غربی ایران از مرز عراق در امتداد خلیج فارس به طرف پاکستان زندگی می کنند. در شمال شرقی ایران ترکمن ها۶ مازندرانی ها و گیلکی ها و در قسمت جنوب شرقی بلوچ ها زندگی می کنند.
این مردم هر کدام موسیقی خاص خود را دارا هستند که به آن موسیقی محلی می گویند.
۷.موسیقی فولکوریک
به موسیقی مراسمی و یا کاری گفته می شود که همیشه مناسبتی با آن همراه است. برای مثال موسیقی چپ در لرستان یک نوع موسیقی فولکوریک است.
در لرستان هنگامی که فردی از دنیا می رود برای خاک سپاری تابوت را سمت چپ شانه و کلاه خود را به سمت چپ و نوع موسیقی چپ اجرا می کنند و آن را تا محل گورستان می برند.
موسیقی چپ نوعی موره خوانی است که خیلی حزن انگیز است.
یا مثال دیگر نقاره خانه با موسیقی برجی است که از سنت های بسیار شگفت آوری است که نظر مسافرین اروپایی را در قرن هفده و هجده و نوزده که به ایران سفر کرده بودند به خود جلب کرده است.
این موسیقی صداهای ناهمگون و پر طنینی دارد که هر غروب توسط گروهی از جوانان در تهران به اجرا در می آمد.
این نوع موسیقی هرگز گوش های کنجکاو را شیفته خویش نمی سازد.



وبلاگ سلمک




ویرایش توسط All In : 04-18-2009 در ساعت 02:01 PM
All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
Studio Fartour

 

قدیمی 04-18-2009   #2 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض

موسیقی شمال خراسان

شمال خراسان، سرزمینی که شهرهای بجنورد،اسفراین، دره گز، قوچان و شیروان را در خود جای داده است،از جمله مناطقی است که موسیقی آن از گوناگونی و نوع قابل توجهی برخوردار است. موسیقی کردی شمال خراسان را «موسیقی کرمانجی» می نامند. کرمانج شمالی شامل کردهای خراسان، آذربایجان غربی، ترکیه، شمال عراق و سوریه است؛ و کرمانج جنوبی را کردهای جنوب دریاچه ارومیه، مهاباد، کردستان، کرمانشاهان و سلیمانیه عراق تشکیل می دهند. این دو تیره از نظر گویش با هم متفاوت اند. تفاوت میان کرمانج شمالی و جنوبی در عرصه موسیقی نیز مشهود است. برای مثال می توان به آهنگ « لو » اشاره کرد که از اصیل ترین و باستانی ترین نغمه های ایرانی است و وجه تمایز کرمانج شمالی و جنوبی نیز هست؛ بدین معنی که کسی که بتواند « لو » بخواند، از کرمانج شمالی است. امروزه موسیقی کرمانج شمالی همچنین در جمهوری ترکمنستان و در سرزمینی که روزگاری به خوارزم معروف بود و تا قبل از قرارداد ۱۲۹۹ بخشی از ایران زمین محسوب می شد، نیز وجود دارد. ( در دوران صفویه، شاهان این سلسله بخشی از کردها را در خوارزم مستقر نمودند. )
شعر کردی اغلب به صورت هجایی است که تعداد هجاها می تواند از ۸ تا ۱۶ باشد. ترانه های عاشقانه بیشتر در قالب های ۸ هجایی است. آهنگ « لو » اغلب در برگیرنده قالب های ۱۱ تا ۱۶ هجایی است.
نوازندگان شمال خراسان را می توان به سه گروه اصلی تقسیم کرد که عبارت اند از: عاشق ها، بخشی ها و لوطی ها.
به این سه گروه می توان دو دسته دیگر را نیز افزود که عبارتند از:
نی نوازان و لولو چی ها.

آفتاب




__________________

"ما انسانها اينطور آفريده شده ايم که اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند ولي قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود راضي مي شويم و حتي خوشحال مي گرديم ليکن اگر بفهميم که از بين مي رويم و در عوض هيچ شکنجه و رنج نخواهيم کشيد اندوهگين و مايوس مي شويم"

موريس مترلينگ



ویرایش توسط All In : 04-18-2009 در ساعت 01:57 PM
All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
قدیمی 04-18-2009   #3 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض

موسیقی بلوچستان

در سال ۱۷۳۶ م . نادر شاه افشار در بازگشت از فتح هندوستان و توقف در ناحیه ای که «مکران» نامیده می شد؛بدین علت که مسکن قوم بلوچ بود، آن را «بلوچستان » نامید.
در متن های تاریخی و جغرافیایی اسلامی، از طایفه های بلوچ بسیار نام برده شده است و آنچه از مطالعه این گزارش- ها نتیجه می شود آن است که ایشان در کناره های جنوبی دریای مازندران سکونت داشته اند و مقارن قرن چهارم هجری به بلوچستان کنونی کوچ کرده، یا کوچ داده شده اند. از قدیم، در این خطه، مرزنشینان دلیر و سلحشوری می زیسته اند که در برابر توطئه های دشمنان داخلی و خارجی رشادت ها و مقاومت های زیادی از خود نشان داده اند. از سوی دیگر این دیار مهد دانشمندان و سخن سرایان نامداری چون ملا نور محمد بمپشتی ، شیخ محمد درفشان ، ملا بهرام راسکی و... و نیز هنرمندان بزرگی چون فیض محمد بلوچ قصر قندی، ملا موسی راسکی و ... بوده است. در بلوچستان موسیقی بخش جدایی ناپذیر زندگی مردم بلوچ است: از تولد تا مرگ، از اندوه تا شادی و درمان کننده بیماری های جسمی و روانی و ...
نفوذ و تأثیر متقابل فرهنگ های بلوچی و هندی باعث شده است که طی چند قرن اخیر موسیقی بلوچی از تأثیرات موسیقی هندی دور نماند. علت این تأثیر پذیری را شاید بتوان در انزوا و دور افتادگی بلوچستان، فقدان راه های ارتباطی ... و نیز عدم توجه دولت مرکزی به این نقطه و مجاورت آن با پاکستان جست و جو کرد. طی سالیان دراز، مرکز بلوچستان بیش از اینکه زیر نفوذ فرهنگی ایران قرار داشته باشد، با جلوه های مادی و معنوی فرهنگی هند و پاکستان روبرو بوده است.
همچنین با توجه به کوچ های مداوم قوم بلوچ و اسکان در مناطق به غایت متفاوت در طول تاریخ، موسیقی بلوچی از تأثیرات فرهنگی مناطق مختلف دور نمانده است. با وجود این، مردم بلوچ توانسته اند بخش مهمی از فرهنگ اصیل و پویای خود را کماکان حفظ کنند.
موسیقی بلوچی در انواع مختلف وجود دارد که هر کدام به بخشی از زندگی مردم بلوچ مربوط می شود؛
این انواع را می توان به صورت زیر برشمرد:
سپست ( صفت )، وزبت، شپتاگی، لاروششگانی، لیلو، سوت، نازینک، لارو، هالو، شئر، موتک، امبا، آوازهای گواتی، آوازهای مالد، موسیقی های رقص، آواز کردی و نیز ذهیروک و لیکو که شاید بنیادی ترین آواز منطقه بلوچستان باشند. ( ذهیروک مربوط به منطقه مکران و لیکو مربوط به مناطق سرحدی می باشد.)

آفتاب
__________________

"ما انسانها اينطور آفريده شده ايم که اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند ولي قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود راضي مي شويم و حتي خوشحال مي گرديم ليکن اگر بفهميم که از بين مي رويم و در عوض هيچ شکنجه و رنج نخواهيم کشيد اندوهگين و مايوس مي شويم"

موريس مترلينگ


All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
Studio Fartour

 

قدیمی 04-18-2009   #4 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض

موسیقی قشقایی

فرهنگ ایل قشقایی تا حدود بسیاری با فرهنگ دیگر قوم های ساکن در نواحی گوناگون استان فارس متفاوت است. در گذشته، موسیقی در میان ایل نشینان قشقایی از اهمیت زیادی برخوردار بود و به شکل ها و قالب های گوناگون توسط گروه های مختلف هنرمندان ایل اجرا می شد.
با وجود اهمیت بسیار موسیقی در ایل قشقایی، چند عامل باعث اضمحلال تدریجی این موسیقی گردیده است:
۱- مهاجرت و پراکندگی در اثر ییلاق – قشلاق و کوچ مداوم.
۲- وضع بد معیشتی مردم ایل که فرصت پرداختن به موسیقی را از آن ها سلب نموده است و به همین دلیل هم اکنون هنرمندان ایل، انگشت شمار هستند.
۳- تغییر شکل تدریجی بافت فرهنگی ایل که خود ناشی از رخنه عامل های جدید تمدن به میان ایل نشینان است.
۴- موقعیت بد موسیقی دانان حرفه ای و جایگاه آنان در ایل.
به طور کلی در ایل قشقایی سه گروه نوازنده وجود دارد که عبارت اند از:
« عاشق » ها ، « چنگی » ها و « ساربان » ها.
الف ) عاشق ها
در روایت ها گفته شده که عاشق های قشقایی در اصل از مناطقی مانند قفقاز، شیروان و شکی به فارس مهاجرت نموده اند. به همین دلیل، وجوه اشتراکی میان عاشق های قشقایی و عاشق های آذربایجان وجود دارد . این وجوه اشتراک بیش تر در مضمون داستان هایی است که آن ها اجرا می کنند تا در موسیقی.
در گذشته، ساز اصلی عاشق ها « چگور» بود، اما از چند دهه گذشته این ساز تقریبا" حضوری در ایل قشقایی نداشته است . عاشق ها پس از چگور، مدتی به « تار» روی آوردند و سپس « کمانچه ».
از آهنگ های قدیمی عاشق ها، می توان از « سحر آوازی » و « جنگنامه » نام برد .
و از آهنگ های متداول امروز در میان آنان می توان از «کوراوغلی» ، «محمود و صنم» ، گرایلی و « باسمه گرایلی » نام برد . « عاشق اسماعیل » تنها عاشق بازمانده در ایل قشقایی است که هنوز می نوازد و می خواند.
ب) چنگی ها
موسیقی قومی قشقایی بیشتر در میان چنگی ها رایج است. چنگی ها نوازندگان « کرنا »، « ساز » و « نقاره » هستند. این هنرمندان معمولا" در عروسی ها می نوازند.
ج) ساربان ها
ساربان ها آهنگ های قومی ایل را با نی می نوازند. نی در میان ایل نشینان قشقایی ساری قدیمی و شناخته شده است. از آهنگ هایی که در میان ساربان ها بیشتر متداول است، می توان از « گدان دارغا » که در وصف شترهای در حال حرکت است، نام برد. در میان مردم ایل،ساربان ها بیش از دیگر هنرمندان ایل به آواز خوانی معروفند

آفتاب
__________________

"ما انسانها اينطور آفريده شده ايم که اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند ولي قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود راضي مي شويم و حتي خوشحال مي گرديم ليکن اگر بفهميم که از بين مي رويم و در عوض هيچ شکنجه و رنج نخواهيم کشيد اندوهگين و مايوس مي شويم"

موريس مترلينگ


All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
قدیمی 04-18-2009   #5 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض

موسیقی کرمانشاهان


موسیقی تنبور:
کردستان و بخشی از آن که کرمانشاهان نامیده می شود، دارای فرهنگی اصیل و بسیار کهن است. در این فرهنگ، موسیقی از مقامی والا برخوردار می باشد. تنوع و عمق موسیقی در این منطقه به حدی است که آن را می توان یکی از مهم ترین مناطق، در حوزه موسیقی شناسی دانست.
موسیقی تنبور موسیقی ای است ویژه این منطقه و متمایز، نسبت به انواع دیگر موسیقی در منطقه کرمانشاه. ویژگی های این موسیقی مانند فاصله، وزن و چگونگی گردش نغمه به گونه ای است که ما را به سوی این نظر سوق می دهد که موسیقی تنبور، باقیمانده انواع موسیقی باستانی ایران است؛ بدان حد که بررسی دقیق این موسیقی می تواند موسیقی شناسان را در جهت روشن کردن برخی از خصوصیات موسیقی قدیم ایران یاری دهد.

آفتاب
__________________

"ما انسانها اينطور آفريده شده ايم که اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند ولي قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود راضي مي شويم و حتي خوشحال مي گرديم ليکن اگر بفهميم که از بين مي رويم و در عوض هيچ شکنجه و رنج نخواهيم کشيد اندوهگين و مايوس مي شويم"

موريس مترلينگ


All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
قدیمی 04-18-2009   #6 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض

موسیقی لرستان


در سرزمین باستانی لرستان ، قرن هاست که سه فرهنگ مختلف در کنار هم به حیات خود ادامه داده اند. فرهنگ « لری »، « لکی » و« بختیاری ». این سه قوم که هر کدام پشتوانه ای بسیار غنی از فرهنگ و تاریخ دارند، در حوزه های خاصی بر هم اثر گذاشته یا از یکدیگر تأثیر گرفته اند و با وجود همبستگی تاریخی و فرهنگی، هرکدام وجوه مستقل فرهنگی خویش را نیز دارا بوده اند.
در حوزه موسیقی، موسیقی بختیاری حریم خود را بیشتر حفظ کرده و عنصرهای خارج از فرهنگ خود را کمتر پذیرا شده است. البته گاه دیده می شود برخی ترانه ها که منشاء لری – و گاه لکی – داشته اند، در ایل بختیاری نیز رایج شده اند. در این زمینه می توان به آهنگ « دایه دایه » اشاره کرد. به جز آنچه گفتیم، تفاوت موسیقی و برخی آداب و رسوم میان بختیاری های لرستان و بختیاری های چهار محال و بختیاری و بویر احمد و کهکیلویه ثابت می کند که فرهنگ و موسیقی بختیاری نیز به سبب همسایگی با فرهنگ لری، طی قرن ها، تأثیرات مرئی و نامرئی بسیاری را پذیرا شده است. اما در یک نگاه کلی می توان چنین پنداشت که نفوذ فرهنگ بختیاری به مناطق همجوار بیش تر از نفوذ فرهنگ های لری و لکی به قلمرو فرهنگ بختیاری بوده است. « مرجنگه » و « شیر علی مردون » از جمله نغمه های بختیاری اند که مورد توجه لرها و لک ها نیز واقع شده اند.
موسیقی این منطقه را می توان از نظر مضمون و موضوع به چند دسته تقسیم کرد:
۱- موسیقی کار:
موسیقی کار در فعالیت های مختلفی چون لایروبی جوی ها، برنج کوبی، خرمن کوبی، حصیر بافی، مشک زنی، چیدن پشم، دوشیدن دام ها، حمل پشته های هیزم و ... کاربرد داشته است. اجرای این آوازها از یک سو برای تحمل کارهای طاقت فرسا و سنگین و از سوی دیگر، برای سرعت بخشیدن به آهنگ کار و هماهنگی میان انجام دهندگان کار بوده است.
۲- موسیقی مراسم عزا و شادی:
در فرهنگ این منطقه، انسان دارای مقامی عظیم است و بزرگداشت نوگذشتگان که به صورت توصیف و تمجید خصایص سلحشوری، سخاوت، گذشت، زحمتکشی، قناعت و ... است، عمدتا" توأم با موسیقی انجام می گیرد.

آفتاب
__________________

"ما انسانها اينطور آفريده شده ايم که اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند ولي قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود راضي مي شويم و حتي خوشحال مي گرديم ليکن اگر بفهميم که از بين مي رويم و در عوض هيچ شکنجه و رنج نخواهيم کشيد اندوهگين و مايوس مي شويم"

موريس مترلينگ


All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
Studio Fartour

 

قدیمی 04-18-2009   #7 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض

موسیقی مازندران و شرق مازندران

موسیقی مازندران را می توان به پنج بخش جداگانه تقسیم کرد. این بخش با وجود وجوه مشترک فراوان دارای تفاوت های محسوسی نسبت به یکدیگرهستند.
۱- موسیقی مناطق مرکزی مازندران ( از ساری تا نوشهر ).
۲- موسیقی گداری ( واقع در شرق مازندران ).
۳- موسیقی علی آباد کتول.
۴- موسیقی شرق مازندران ( مازندران شرقی ).
۵- موسیقی غرب مازندران ( مازندران غربی ).


موسیقی شرق مازندران


وضعیت موسیقی این منطقه در شكل عام خودش همان موسیقی مركزی ( میانه ) است اما در وضعیت خاص خود با موسیقی مركزی مقداری تٿاوت دارد، این تٿاوتها ازاین قرارند
ا) تٿاوت موسیقی شرق مازندران با مركز آن كیٿیت صوتی خوانندگان ، نوع تتحریر و تزئینات آوازی و سازی می باشد . بطور نمونه در موسیقی شرق تحریر و تزئین آوا ها بیشتر
بصورت غلت ( لغزش )و تكیه های منقطع معمول می باشد .واز ناحیه میانی حنجره و چرخش دهان ، حركت و بهم خوردن دو لب بر می خیزد ، در صورتیكه در موسیقی بخش مركزی نوع تحریر وتزئین آواها به گونها ایست كه ایجاد غلت و تحریر با تكیه متصل از حنجره بر می خیزد .
۲) تٿاوت در عمل كرد سربند سرونگ یا سربانگ در موسیقی مركزی وشرق كرد سربند سرونگ یا سربانگ در موسیقی مركزی وشرق مازندران ، سربند یا در موسیقی بخش مركزی وهمچنین در شروع امیری ، قبل از كلام برای مشخص كردن ٿضای سوتی بصورت خیلی كوتاه ( آی ، های و گته ) و خلاصه كاربرد داردو در در قسمت شرق ضمن مشخص كردن موقعیت ٿضای صوتی هر آهنگ معمولا در ابتداری بند وشروع هر قطعه و نیز در وصل قطعات مختلٿكه دارای مایگی مختلٿ هستند به شكل گذر به مایه های گوناگون به كار می رود و برای ایجاد تنوع و جلو گیری از یكنواختی یك آهنگ در لابلای تكرار ملودی استٿاده میشود در تغییر ریتم هم نقش موثر دارد . سربند همچنین وضعیت ثابتی نداشته و در بعضی مواقع خیلی كوتاه بصورت یك نت كشیده و بعضی وقتها نیز حالتهای ملودی را به خود می گیرد و معمولا در اوج هرقطعه قرار دارد .
آنچه كه در مركز رایج است و همچنین در شرق مازندران نیز كاربرد دارد ، امیری ،‌طالبا ، صنم یا حقانی ، نجما ، كتولی ، ترانه ها ، و منظومه های داستانی می باشد .
مواردی كه اشاره گردید به معنای عام كلمه دارای ویژگی موسیقی مازندران هستند اما با تٿاوتهای خاص منطقه ای . این تٿاوتها ریشه در شرایط اقلیمی ،‌چگونگی ٿعل و انٿعالات اجتماعی و تاثیر پذیری از موسیقی مجاور دارد .
● نگاهی كوتاه به موسیقی غرب مازندران
در امیری ، طالبك و ولگه سری كه در روستاهای نوكرس ، الیت ، دلیر و مرزن آباد از منطقه كلارستاق نوشهر رایج است وضعیتی وجود داردكه همچون لهجه اهالی این دیار حالتی میانه و بینا بینی از مازندران
● مناطق موسیقی مازندران
▪ شرق :بخش جلگه ای از ساری تا روستاهای اطراٿ گرگان غیر از مناطق تركمن نشین و نیز بخش كوهستانی از چهار دانگه ساری تا ارتٿاعات شاهكوه و دامنه های آن را در بر می گیرد .
▪ میانه : بخش جلگه ای از توابع ساری قائمشهر جویبار بابل بابلسر آمل و نور و حوالی آن را در بر می گیرد . بخش كوهستانی و كوهپایه آن شامل دو دانگه ساری بیشه سر قائمشهر سوادكوه بند پی چلاو لاریجانات و ارتٿاعات نور و دامنه های آن می گردد .
▪ غرب :بخش جلگه ای (قشلاق ) از رویان تا تنكابن را شامل می شود و بخش كوهستانی از ارتٿاعات رویان و دامنه های آن تا منطقه كلارستاق چالوس و ارتٿاعات تنكابن و دامنه های آن را در بر میگیرد .
البته تاكید می گردد كه این مرزها تقریبی است و پیش از آنكه یك خط خشك مرزی باشد سایه روشنی است كه حدود را مشخص می كند . در واقع این تقسیم بندی در چارچوب كلی موسیقی مازندران بوده مركز اصلی و كناره های آن را نشان می دهد و هدٿ از آن یاٿتن اصول و معیارهای كلی است . به همین جهت اگر گاه تاثیر موسیقی شرق و غرب و مركز بر یكدیگر دیده می شود گواه نادرستی این كلیت نیست ،چرا كه زندگی در طول تاریخ همواره جریان داشته است و مردمان در اختلاط و امتزاج و آمد و شد بوده اند . در بازار ها و مبادله كالا ،درآمد و رٿت میان كوهها و دشتها ،ییلاق و قشلاق دامداران ، مجالس سوگ و شور ، جابه جایی جمعیت به هر شكل اعم از كوچهای اجباری یا اختیاری و ….این امر خود از یكسو موجب حركت ٿرهنگ و هنر و پویایی آن و از سوی دیگر موجب وحدت و همرنگی و كلیت موسیقی مازندران گشته است .
و چنین اس تكه موسیقی این دیار ، مجموعا پیكره یكپارچه ای را تشكیل می دهد .

آفتاب
__________________

"ما انسانها اينطور آفريده شده ايم که اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند ولي قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود راضي مي شويم و حتي خوشحال مي گرديم ليکن اگر بفهميم که از بين مي رويم و در عوض هيچ شکنجه و رنج نخواهيم کشيد اندوهگين و مايوس مي شويم"

موريس مترلينگ



ویرایش توسط All In : 04-18-2009 در ساعت 01:41 PM
All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
قدیمی 04-18-2009   #8 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض

موسیقی ترکمن صحرا


طایفه هایی از قوم ترکمن ( اوغوز های سابق ) که هزار و اندی سال پیش به هنگام زیستن در کناره های رود سیحون واقع در ماوراء النهر ( ورارود ) به دست امیران سامانی مسلمان شده بودند، ششصد سال بعد در محدوده ای جغرافیایی سکنا گزیدند که امروزه ترکمن صحرا خوانده می شود.
این منطقه که در منتها الیه شرق مازندران و بخشی از شمال خراسان جای دارد، ناحیه گسترده ای است محدود به مرزهای ترکمنستان از شمال، شهرستان بجنورد از شرق، دریای مازندران از غرب، و رشته کوه های البرز از جنوب. امروزه در ترکمن صحرا تیره های مهمی چون « یموت »، « گوگلان » « نخوردلی » و « سالور » زندگی می کنند که تیره های کم نفر « تکه »، « مورچه لی » و « أنه ولی » را نیز می توان به آن ها اضافه کرد . از این قوم در دائرهٔ المعارف چینی قرن هشتم میلادی تحت عنوان «Tokomong» و در قدیمی ترین متن های اسلامی در قرن چهارم هجری قمری، تحت عنوان ترکمن نام برده شده است.
نیاکان تیره های ترکمن ( اوغوزها ) که در رده بندی ترک نژادان، از ترکان شرقی اند، به هنگام حرکت از غرب چین و جنوب مغولستان به سوی آسیای میانه، خنیاگران دوره گردی را به همراه داشتند که « اوزان » نامیده می شدند. اوزان ها زبان گویا و روایتگر رنج های مردم خود بودند. اوزان ها که کارشان ریشه عمیقی در آیین شامانی و پرخوانی (جادو پزشکی – موسیقی درمانی) داشت، در شأن قهرمانان ایل، حماسه ها می سرودند و این را می توان همه آثار بنیادی موسیقی ترک زبانان دانست. به عبارت دیگر، اوزان ها، بخشی عاشیق و ترکی سرایان سده های گذشته اند که سوگ و شادی و رزم و بزم انسان ها را با واژگانی ساده و آهنگ هایی موزون و دلنشین بیان داشته اند و با انتقال آن ها از نسلی به نسل دیگر، این آثار را به ما رسانده اند.
نامدارترین « اوزان » در فرهنگ ترکی روزگار پس از اسلام، شخصیتی به نام « غورقوت آتا » یا « دأده غورقوت » است. در کتاب جامع التواریخ نوشته ی « رشیدالدین فضل الله همدانی » و شجرهٔ التراکمه نوشته ی « ابوالقاضی خان » نیز به این شخصیت اشاره شده است.
« اسپینسکی » محقق روسی، در اثر خود «موسیقی ترکمن» می نویسد:
« بخشی به کسی اطلاق می شده است که خط اویغوری را می توانسته به خوبی بخواند ». «اسپینسکی» در جای دیگری از این کتاب می گوید:
« باکشی واژه ای مغولی است و معنی استاد می دهد و به کسی اطلاق می شده که حالات شمن را به خود می گرفته است ». اما عنوان بخشی در متن های فارسی به معنای « بخشیدن » و « هبه کردن » آمده است. بخشی ها، روان پزشکانی هستند که نفسی گرم به ایشان بخشیده شده است.
گمان می رود که واژه « بخشی » عمری بیش از ۲۵۰ تا ۳۰۰ سال نداشته باشد؛ چرا که در زمان مختوم قلی واژه « اوزان » هنوز مصطلح بوده و هنوز تماما" جای خود را به واژه « بخشی » نداده بوده است. چنان که عارف و شاعر بزرگ ترکمن، مختوم قلی در یکی از شعرهای خود آن دو را مترادف هم آورده است: « اگر به ایل سعادت روی کند، بخشی و اوزان در آیند ».
« بخشی » ترکمن، در همه جا با دو تار و آواز، تاریخ قوم خویش را می گوید. او آن قدر حرف دارد که فرصتی برای شاد زیستن و آرام زیستن ندارد. شاید به همین دلیل است که رقص، که در اغلب فرهنگ های نواحی ایران، بخشی از ادبیات شفاهی را تشکیل می دهد و در برخی از فرهنگ ها از مهم ترین عوامل بروز و ارائه فرهنگ یک قوم به شمار می رود، در میان ترکمن ها جای ویژه ای ندارد و عدم حضور سازهای کوبه ای در فرهنگ و موسیقی ترکمنی می تواند دلیلی بر این مدعا باشد. وابستگی زیاد ترکمن به اسب در گذشته و حضور سنت دیرینه قالی بافی و نمد مالی در ترکمن صحرا باعث شده است که مردم ترکمن پدیده ریتم را در فرهنگ خود در تداوم صدای موزون و متنوع سم اسبان و حرکت ها و صداهای ریتمیک شانه در قالی بافی و حرکت های موزون در نمد مالی جست و جو کنند. در این جا صدای سم اسبان و صدای برخورد شانه بر تارو پود قالی به جای سازهای ضربی نشسته است.
دوتار:
در موسیقی ترکمنی دوتار مهم ترین ساز است. این ساز را از آن روی که بیشتر کاسه آن را از چوب درخت توت می سازند، « توت تار » و از آن روی که چوب را برای خشک کردن در تنور می گذارند، « تامدیره » ( تامدیر در زبان ترکمنی به معنی تنور است ) و به طور اولی از آن روی که دارای دو سیم است، «دوتار » می نامند. در قدیم وترهای دوتار از جنس ابریشم تابیده شده بود، اما امروزه از سیم فولادی استفاده می شود.

آفتاب
__________________

"ما انسانها اينطور آفريده شده ايم که اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند ولي قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود راضي مي شويم و حتي خوشحال مي گرديم ليکن اگر بفهميم که از بين مي رويم و در عوض هيچ شکنجه و رنج نخواهيم کشيد اندوهگين و مايوس مي شويم"

موريس مترلينگ


All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
قدیمی 04-18-2009   #9 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض

موسیقی سنتی استان گیلان

ترانه ها و آواهای فولكوریك ، دارای اهمیت ویژه ای هستند و هر یك بازگو كننده بخش وسیعی از آداب و رسوم و یكپارچگی فرهنگ خود بشمار می آیند . ترانه ها و آهنگهای اصیل بطور كلی، و دست آوردهای خطه سرسبز گیلان بالاخص ، آهنگهایی هستند كه سازنده مشخصی ندارند . شاعر اینگونه ترانه ها نیز شناخته شده نیست و آن قسمت از موسیقی اصیل گیلان كه تا حدودی از دستبرد زمان محفوظ مانده است بیشتر در شرق و غرب استان ( در مناطقی چون ؛ تالش ، دیلمان، اسپیلی ، اشكورات ، رانكوه ) ، شنیده شده است .
ساختمان ترانه های عامیانه گیلان : آهنگهایی كه ساختمان آنها از چند جمله كوتاه قرینه و متوازن تشكیل شده، ترانه هایی كه از نظر ساختمان و جمله بندی و وزن وسیع تر است و آهنگهای رقص .
▪ ترانه های عامیانه گیلان از نظر موضوع :
قهرمانی و حماسی ، حرفه ای ( كشت و كار ) ، مراسم ( جشن عروسی ، تولد ، عیدها و ... ) توصیفی ، عاشقانه ، كودكانه و لالایی ، مذهبی و نوروزی خوانی .
▪ نام موسیقی ها و آوازهای محلی گیلان :
خره ( خرلنگ)، كشتی مقام ( در مراسم كشتی محلی اجرا می شود ) ، عروسی بران ، آهنگ ورزا جنگ (جنگ گاو نر)، پهلوی خوانی ( دوبیتی گیلكی ) ، بجارسری ( هنگام شالیكاری ) ، گلن كشی ( آواز دشتی) ، گوسفند دوخوان ( فراخواندن گوسفند ) ، ولگ سری ( پیام آور موسم بهار ) ، ولگ ریزی ( برگ ریزان)، جلونی (هنگام بردن عروس به خانه داماد ) ، آبكناری ( نوعی آواز دشتی ) ، زرد ملیجه ( موسیقی معروف استاد صبا) ، شرفشاهی (دوبیتی‌های شرفشاه ) ، رعنای ( آهنگهای قدیمی دشت شرق گیلان)، گاره سری (گهواره سری)، چار بداری ، لیلی ماری (آوازهای بومی زنان شالیكار)، غربتی (آوازهای دشتی)، برم بران (زمان كشتی محلی‌)، اشكوری، قاسم آباد ( مراسم عروسی) ، پشت كوهی ، محمو د بیك (قطعات ضربی غم انگیز متواضع)، هی یار هی یار (قطعات منطقه تالش) ، یروله (موسیقی حماسی تالش) ، كیله لی جانم ( تصنیفهای منطقه تالش ـ دیلمانی)، شتر زنگ (زنگ شتر)، نوروزی خوانی ، عروسی گوله .
▪ خوانندگان محلی :
فریدون پوررضا ، سید علی زیبا كناری ، امیر زیبا كناری ، نادر گلچین ، ناصر مسعودی ، احمد عاشورپور .
▪ نوازندگان :
غلامرضا ورعی (نی)، غلامرضا امانی (فلوت)، احمد سیگارچی (عود)، عبدالله ملت پرست (تار) ، محمد تقی رنجبر (تار)، منوچهر ویسانلو (ویلن)، جهانشاه (سرنا)، عزیز خوشنواز (سرنا) ، علی مرادخان ، عزیز فلاحتكار ، غلامحسین فلاحتكار، عزیز مشتاق (سرنا) ، ابرار شاه نور (سیابرار) و رضا سردایی (نی).
▪ سازهای سنتی موسیقی گیلان :
كرنی یا كرنا ، نقاره ، نی ، سرنا (سرنای یا سورنا) ، فلوت ، دمبوك (تنبك) ، دمبل، بلی بوم (دهل)، دیاره (دایره)، دیاره زنگی ، سنج ، سانتور ، گاوگورانه (سازك بادی)، شت (نوعی نی)، دوتار تالش ، گیله تار .
▪ سازندگان ساز سنتی :
حسین غفوری (سنتور)، محمد مهدی یوسفی (تار و سه تار)، نقی یوسفی (تار)، برادران واحد (نی و سه تار)، محمود محمدی (سه تار)، فیض الله انبار لویی، شریف خان (سرنا و كمانچه).

آفتاب
__________________

"ما انسانها اينطور آفريده شده ايم که اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند ولي قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود راضي مي شويم و حتي خوشحال مي گرديم ليکن اگر بفهميم که از بين مي رويم و در عوض هيچ شکنجه و رنج نخواهيم کشيد اندوهگين و مايوس مي شويم"

موريس مترلينگ


All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
Studio Fartour

 

قدیمی 04-18-2009   #10 (permalink)
عیار درجه دو سایت
 
All In آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
نوشته ها: 3,554
تعداد تشکر از دیگران: 18,063
تشکر شده 5,168 مرتبه در 2,371 ارسال
Blog Entries: 6
All In داره وارد میشه
پیش فرض

موسیقی ارمنی

موسیقی ایران از زمان پارتها توسط گوسانها به ارمنستان رفته ولی چون آنها نمی‌توانستند آن را بهرشته تحریر درآورند ما‌گمان می‌كنیم كه این تاثیر در زمان ساسانی بوده است.
دركتاب تمدن ساسانی تحت عنوان موسیقی ایارن در زمان ساسانی در آهنگهای موسیقی ارمنستان داخل شده از جمله یك سلسله از پرده‌های موسیقی ارمنی را(خسروآئین) می‌گویند كه چنین حدس زده‌اند از نام خسرو پرویز گرفته شده باشد و نیز نوشته اند خسرو پرویز لشكری داشته به نام سركس هوروم كه گویا ارمنی بوده است.
بهتر است كه بدانیم مكان و زیستگاه اصلی پارتیان باختر ایران بوده است (یعنی از دامغان تا ازمنستان قدیم و از رود ارس تا خوزستان.) و از این لحاظ احتمال زیاد دارد كه موسیقی ارمنستان متاثر از موسیقی ایران درآن زمان بوده باشد.

آفتاب
__________________

"ما انسانها اينطور آفريده شده ايم که اگر بدانيم ميليونها سال در جهان باقي خواهيم ماند ولي قرين اندوه و بدبختي خواهيم بود راضي مي شويم و حتي خوشحال مي گرديم ليکن اگر بفهميم که از بين مي رويم و در عوض هيچ شکنجه و رنج نخواهيم کشيد اندوهگين و مايوس مي شويم"

موريس مترلينگ


All In آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
تعداد 2 کاربر تشکر کرده اند از All In بخاطر این ارسال مفیدش:
Studio Fartour

 

پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
ایران, موسیقی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(View-All کاربرانی که از این موضوع دیدن کرده اند : 17
All In , AYARAN , bahar_sos2001 , dlp490 , F@TEME , fredij , hormoz , javanfekr , mehtoook , molavi_md , niman , rasool , saharsarraf , sana_g, surealmusic , Taban , Zohre
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


موضوعات مشابه
موضوع نویسنده موضوع انجمن پاسخ ها آخرين نوشته
موسیقی نظامی در ایران All In هنر 0 04-15-2009 01:12 PM
بررسي تخصصي گوشيهاي سوني اريكسون رویا عکاس سوني اريكسون 14 03-13-2009 03:32 PM
سمبولهای سالهای تولد مشاهیر ziggurat طالع بینی و تست های شخصیت سنجی 0 01-02-2009 02:35 PM
انتظار نكشيد تا به دندان درد بيفتيد رویا عکاس دندان و دندان پزشکی 0 12-30-2008 06:52 PM
سرگذشت زبان فارسی ziggurat ایران ما 0 12-05-2008 08:33 PM

Studio Fartour

 



اکنون ساعت 04:08 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.


برای بازدید بهتر از انجمنهای عیاران از مرور گر فایر فاکس استفاده کنید
Powered by vBulletin Version 3.8.1
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises
حامی مالی سایت و انجمن های عیاران : استودیو دیجیتال فرتور
Advertisement System V2.6 By   Branden
تمام مطالب ذکر شده در این انجمن دسترنج وبگردی های گروه عیاران و هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد

 




Inactive Reminders By Icora Web Design