بازگشت   انجمن های عیاران دات کام > سرگرمی > گفتگوی آزاد > گوناگون از همه جا

قابل توجه بازدید کنندگان گرامی : تمام مطالب ذکر شده در این انجمن دسترنج وبگردی های گروه عیاران می باشد و هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد ، کپی برداری از سایت برای مهمانان سایت ممنوع می باشد !!!

پاسخ
 
LinkBack ابزارهای موضوع نحوه نمایش
قدیمی 11-23-2008   #1 (permalink)
تازه وارد
 
a77tehrani آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: IRAN
سن: 32
نوشته ها: 56
تعداد تشکر از دیگران: 17
تشکر شده 69 مرتبه در 26 ارسال
a77tehrani میخواد وارد بشه
Cool معجزه

>
> سارا هشت ساله بود كه از صحبت پدر
> و مادرش فهميد كه برادر كوچكش سخت
> مريض است و پولي هم براي مداواي او
> ندارند. پدر به تازگي كارش را از
> دست داده بود و نمي‌توانست
> هزينه‌ي جراحي پرخرج برادرش را
> بپردازد. سارا شنيد كه پدر به
> آهستگي به مادر گفت فقط معجزه
> مي‌تواند پسرمان را نجات دهد.
> سارا با ناراحتي به اتاقش رفت و از
> زير تخت قلك كوچكش را درآورد. قلك
> را شكست. سكه‌ها را روي تخت ريخت و
> آن‌ها را شمرد . فقط پنج دلار بود.
> سپس به آهستگي از در عقب خارج شد و
> چند كوچه بالاتر به داروخانه رفت.
> جلوي پيشخوان انتظار كشيد تا
> داروساز به او توجه كند ولي
> داروساز سرش
> به مشتريان گرم بود. بالاخره سارا
> حوصله‌اش سر رفت و سكه‌ها را محكم
> روي پيشخوان ريخت.
>
> داروساز با تعجب پرسيد چي
> مي‌خواهي عزيزم؟ دخترك توضيح داد
> كه برادر كوچكش چيزي تو سرش رفته و
> بابام مي‌گه كه فقط معجزه
> مي‌تونه او را نجات دهد. من هم
> مي‌خواهم معجزه بخرم، قيمتش چقدر
> است؟ داروساز گفت: متاسفم دختر جان
> ولي ما اين‌جا معجزه نمي‌فروشيم.
> چشمان دخترك پر از اشك شد و گفت شما
> رو به خدا برادرم خيلي مريضه و
> بابام پول نداره و اين همه‌ي پول
> منه. من از كجا مي‌تونم معجزه
> بخرم؟ مردي كه در گوشه ايستاده بود
> و لباس تميز و مرتبي داشت از دخترك
> پرسيد چقدر پول داري؟ دخترك
> پول‌‌ها را كف دستش ريخت و به مرد
> نشان داد. مرد لبخندي زد و گفت: آه
> چه
> جالب! فكر كنم اين پول براي خريد
> معجزه كافي باشد. سپس به آرامي دست
> او را گرفت و گفت: من مي‌خواهم
> برادر و والدينت را ببينم، فكر كنم
> معجزه برادرت پيش من باشه. آن مرد
> دكتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و
> اعصاب در شيكاگو بود.. فرداي آن روز
> عمل جراحي روي مغز پسرك با موفقيت
> انجام شد و او از مرگ نجات يافت. پس
> از جراحي پدر نزد دكتر رفت و گفت:
> از شما متشكرم، نجات پسرم يك معجزه
> واقعي بود، مي‌خواهم بدانم بابت
> هزينه عمل جراحي چقدر بايد پرداخت
> كنم؟ دكتر لبخندي زد و گفت: فقط پنج
> دلار!
>
>
> دو راه براي زندگي كردن وجود دارد:
> يك راه اين كه هيچ چيزي را معجزه
> ندانيد و ديگري اين كه همه چيز را
> معجزه بدانيد
a77tehrani آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
Studio Fartour

 

پاسخ

علاقه مندی ها (Bookmarks)

برچسب ها
معجزه


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 

(View-All کاربرانی که از این موضوع دیدن کرده اند : 4
a77tehrani , AYARAN , lowin20 , آذر62
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

قوانین ارسال
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است
Trackbacks are غیر فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال


Studio Fartour

 



اکنون ساعت 03:58 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4.5 می باشد.


برای بازدید بهتر از انجمنهای عیاران از مرور گر فایر فاکس استفاده کنید
Powered by vBulletin Version 3.8.1
Copyright ©2000 - 2010, Jelsoft Enterprises
حامی مالی سایت و انجمن های عیاران : استودیو دیجیتال فرتور
Advertisement System V2.6 By   Branden
تمام مطالب ذکر شده در این انجمن دسترنج وبگردی های گروه عیاران و هر گونه کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد

 




Inactive Reminders By Icora Web Design